خرید بک لینک
میگن درد و رنج آدم و قوی میکنه دروغ میگن .. درد و رنج آدم و له میکنه میشکونه خرد میکنه داغون میکنه آدم بعد از درد و رنج محتاط میشه میترسه که دوباره آسیب ببینه دیگه اون آدم سابق نیست ... اسمش و درست  نمیدونم فقط اگه قرار باشه معنای درستی از اون رنج پیدا کنیم بالغانه تر رفتار میکنیم نمیدونم این خوبه یا بد ... فقط میدونم چه بخواییم چه نخواییم  این رنج ها برای همه افراد اتفاق میفته... و جزو قوانین این زندگیه  و  راه فراری وجود نداره ... شاید بهترین راه در درجه اول پذیرش این قانون هاست و بعد تلاش برای حل مسئله ... آدمهای راستگو خیلی راحت احساساتشونو بروز میده خیلی زود عاشق میشن خیلی راحت بهت میگن دوستت دارن  و خیلی  دیر دل میکنن ولی .. اگه زخمی بشن ... ساکت میشن  ...خیلی راحت میرن  ....و دیگه برنمیگردن ...

برچسب: نویسنده: کامران موسوی تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1402 ساعت: 6:26

یه  روز همین خانه ای که سقف دارد خانه عنکبوت ها و لانه ی خفاش ها میشود .. همین ماشینی که دوستش داریم زیر باران در یک گورستان ماشین زنگ میزند ..همین بچه هایی که نفس مان به نفس شان بند است میروند پی زندگی شان ... حتی نمیایند آبی بریزند روی سنگ مزارمان .. قبل از ما میلیاردها انسان روی این کره ی خاکی راه رفته اند ... مغرورانه گفته اند : مگه من اجازه بدم !! مگه از روی جنازه من رد بشید ...!!! و حالا کسی حتی نمی تواند استخوانهای جنازه شان را پیدا کند که از روی آن رد بشود یا نشود !!! قبل از ما کسانی زیسته اند که زیبا بوده اند .. دلفریب مثل آهو ،  خرامان راه رفته اند .. زمین زیر پای تکان خوردن جواهراتشان لرزیده ... سیب ها از سرخی گونه هایشان رنگ باخته اند وحالا کسی حتی نامشان را هم به خاطر نمیاورد .. قبل از ما کسانی بوده اند که در جمجمه ی دشمنانشان شراب ریخته اند و نوشیده اند ... سرداران و امیرانی که گرزهای گران داشته اند .. پنجه د ر پنجه شیر انداخته اند .. و از گلوله نترسیده اند ... و حالا کسی نمیداند در کجای تاریخ گم شده اند ... همه ی این کینه ها ،همه این تلخی ها ،همه ای زخم زبان ها، همه این کوفت کردن دقیقه ها به جان هم ، همه این زهر ریختن ها ،تهمت زدن ها ، توهین کردنها به هم  تمام میشود.. از یاد میرود و هیچ سودی ندارد جز اینکه زندگی را به جان خودمان و همدیگر زهر کنیم ... اگر میتوانیم به هم حس خوب بدهیم .. کنار هم بمانیم ... و اگر نه راهمان را کج کنیم ... دورتر بایستیم و یادمان نرود که همه ما میمیریم .. همه ی ما بدون استثنا ء کمی  زودتر... کمی دیرتر ... یک دفعه... ناگهانی ... زندگی کنیم و بگذاریم دیگران هم زندگی کنند ... همین ..

برچسب: نویسنده: کامران موسوی تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1402 ساعت: 6:26

روی آینه ،  کف دست ، گوشه کتاب ، روی یخچال  ، آلارم موبایل  هر جا ... هر جا ...با خط قرمز بزرگ بنویسید ترجیحا که هی جلو  چشمتان باشد که بابا جان خط قرمز هر رابطه ای ، چه رابطه کاری چه رابطه عشقی چه رابطه عاطفی و چه  حتی خانوادگی " عزت نفس " است که هی حواستان باشد اگر  دارید به خیال خودتان رابطه ای را نجات میدهید توی عملیات نجات کرامت انسانی خودتان را فدا نکنید .. احساسات خودتان را فدا نکنید ، غم و غصه دیگران را خوردن حدی دارد ... توی اتاق عملش هم اگر لازم باشد دست و سر و گوش و چشم و مری و معده  را دور میاندازند که قلب و مغز زنده بمانند .. به این راحتی از خودتان نگذرید ..خواهش میکنم ... خودتان را که از سر راه نیاورده اید .. آورده ا ید ؟؟؟؟؟؟؟ روی دست خودتان که نمانده اید ... مانده اید ؟؟؟؟؟؟ نمیشود برای غصه های همه جنگید دوست من !!!! ما موظف نیستیم سفر زندگی دیگران را تغییر دهیم ... خیلی وقتها در زندگی فکر میکنیم  مجبوریم ولی در واقع این طور نیست ما انتخاب میکنیم ... انتخاب میکنیم که زیر بار مسئولیت دیگران زیر بار توقعات دیگران کمر خم کنیم تا بتوانیم برای درجا زدن و رشد نکردن و  حال بد خودمان و برای کسالت های خودمان دلیلی بیاوریم .. تو فقط کار خودت و زندگی شخصی خودت را درست انجام بده... آدم ها با دیدن و اطمینان به کارهای درستی که تو برای خودت انجام میدهی اعتماد میکنند که برای خودشان کاری بکنند.. کمترین و شاید مهمترین کار تو این است : درست زندگی کن .. برای خودت زندگی کن .. محمود غلامی

برچسب: نویسنده: کامران موسوی تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1402 ساعت: 6:26

صفحه بندی